امیرعباسمونامیرعباسمون، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

☂عزیزکم امیـــــــــــــــرعباسم یه قطره از بهشت☂

اتفاقی که به خیر گذشت...

1393/3/13 13:06
500 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز قبل اتمام ساعت کاری هوا کمی بد شد باد و گردو غبار قرمز به همین خاطر گفتم بمونم

اگر آروم شد راه بیفتم چون بخاطر شلی دریچه میترالم زود دچار تنگی نفس میشم اما باد ثانیه

به ثانیه شدیدتر میشد و گردو غبار قرمز یک آن به یک توده ی سیاه تبدیل شد و همه جا کاملا تاریک

تاریک شد هادی سریع زنگ زد کجایی بیرون نری ....

تا به حال همچین چیزی به عمرم ندیده بودم حتی خورشید گرفتگی هم به این تاریکی

نشده بودوخداروشکر من قبلش از شرکت بیرون نرفتم واگرنه خدا میدونست چه اتفاقی برامون

می افتاد تا ساعت 6 شرکت بودم وبعد که هوا کمی صاف شد همکارم تا ایستگاه رسوندتم

باد وبارون محکم میزد تو صورتم ولی بازم شانس آوردم سریع سوار ماشین شدم ورسیدم

خونه و این مسئله به خیر گذشت...

اماااااااااااااا...

خونه که رسیدم نه آب بود نه برق منم خسته یکم میوه خوردم بعدش به خاطر تکرر ادرارم

همش دستشویی باید شمع میبردم که ایندفعه شمعو خاموش نکردم و گفتم کوچیکه

خودش همین جا آب میشه گذاشتمش رو جا دستمالی توالت ورفتم کم کم چشمام سنگین شد

یکم عصرونه خوردم ولی چشمام داشت میرفت رفتم دراز کشیدم و خوابم برد تا اینکه ساعت نزدیک

9 هادی اس داد گوشی بغل گوشم مونده بود با صداش بیدارشدم نوشته بود میوه چی بخرم

منم نوشتم هلو اصلا مایل به بلند شدن نبودم سرم گیج میرفت ولی هیچوقت دوست نداشتم

وقتی هادی میاد تو اتاق خواب باشم بلند شدم نشستم نه نمیشد پاشم بوی شمع می اومد

خب فکر کردم حتما برای دوتاشمعیه که تو پذیرایی روشن کردم تا اینکه صدای پای هادی رو از

پله ها شنیدم بلند شدم ورفتم در ورودی رو بازکردم

گفت چه بویی میاد چندتا شمع روشن کردی مگه پس چرا روشنایی گازو روشن نکردی؟

گفتم نتونستم برم رو اپن که دستم نرسید

به شوخی وخنده راجبه توفان و عکس العمل همکارا رو غیره 5 دقیقه ای گذشت که یک آن

دیدم از درز درب دستشویی یه دود غلیظ سیاه داره میاد بیرون

وااااااااااااااااااای دیگه در رو که هادی باز کردوحشت افتاد تو دل هردومون برق هم نبود که چیزی

دیده بشه فقط دود بود که میزد بیرون بله جا دستمالی و دستمال باهم به آتیش کشیده

شده بودن خدا رحم کرد اگر دیرترمتوجه میشدیم هم خودم خفه میشدم هم خونه ی مردم

میسوخت تا ساعت 11 ونیم ما مشغول بیرون کردن دود وتمیز کردن وشستن حموم ودستشویی

و در ودیوار اطرافش شدیم وای اگر خونه سیاه میشد بیچاره میشدیم وبازم شکر که

وسایلامون کارتن شده بودوفرشاهم جمع شده بود واگرنه دود رو همه وسایلا مینشست

بعدش قیافه من و هادی عین پت ومت سیاه وکثیف شده بود دوش گرفتیم و شامو

خوردیم وقتی زیر دوش دیدم از دماقمم دود سیاه درمیاد خیلی نگران کوچولوم شدم واز خدا

عاجزانه خواستم حال جیگر گوشم خوب باشه وبراش صدقه دادم.

واین هم از یک روز توفانی که خداروشکر به خیر گذشت ...

چند عکس از تندباد دیروزکه سرچ کردمترسو


 

پسندها (13)

نظرات (27)

مامان فریده
13 خرداد 93 13:13
امیدوارم حال نی نی خوب باشه خیالت راحت
بــــــــــــاران
پاسخ
انشاالله ممنون عزیزم
مامانی
13 خرداد 93 13:30
خدا بخیر کرده عجب طوفانی هم بوده من که از اخبار دیدم فکم افتاد ان شائ الله نی نی جونتم حالش خوبه خوبه مراقب خودت باش عزیزم دیگه نبینم بی احتیاطی کردی ها بنده خدا بابابیی که یا تلویزیونو میسوزونی یا میخوای خونه رو به آتیش بکشی چیکار کنه با این خانوم خرابکار
راضیه
13 خرداد 93 13:48
سلام خدا روشکر که بخیر گذشت مامان مهربون و خوش قلب این دفعه خیلی حواست بیشتر جمع باشه ما خیلی شما و این فرشته پاک رو دوست داریم خیلی خیلی مراقب باش
بــــــــــــاران
پاسخ
فدات بشم راضیه جان تو به من لطف داری چشم ممنون گلم
غزاله
13 خرداد 93 14:17
خدا خیلی بهت رحم کرد عزیزم.....بیشتر مراقب باش.....
الــنـــازجوون
13 خرداد 93 15:47
سلام باران جونم عزیزم خداروشکربه خیر گذشته.....خبر دارم از طوفان دیروز....مواظب خودت باش عزیزم.........پت و متمیبوسمت عزیزم
پرتو
13 خرداد 93 16:57
خدا رو شکر به خیر گذشته عزیزم بیشتر مراقب خودت و نینی باش . نگران فرشتت هم نباش خدا حفظش میکنه و مطمئنم جاش خوب خوبه فقط مامانیش باید یکمی بیشتر مواظب باشه
مامانی ساره
14 خرداد 93 0:37
خدا رو شکر که بخیر گذشت مامانی مواظب خودت و نی نی خوشگلمون باش
بــــــــــــاران
پاسخ
ممنون از حضورت
مامان النازي
14 خرداد 93 1:47
خدارو شكر كه به خير گذشته ني ني هم جاش خوبه عم حالش نگران نباش
بــــــــــــاران
پاسخ
انشاالهههههههههههههههه
فریبا
14 خرداد 93 11:20
وای از دست تو باران همه موهامو کشیدم کسی شمع میزاره جا شمعییییییییییییییییییییییییییییییییخدا به خیر کردهههههههههههههههههههه صدقه همیشه بده مواظبم باششششششششششششششششششششششششششش
مــــامــــانی بـــــاذوق
14 خرداد 93 17:05
عزیزم مواظب خودت وکوچولو باش اساسی................
فاطمه ع
14 خرداد 93 17:46
برای خرابکاریت بایداینو بزارم "" "" برای اتفاق وحشتناک اینو "" "" وبرای روی ماهت اینو """"" """""
مامان سمیه
16 خرداد 93 17:27
وای عزیزم خدا را شکر که به خیر گذشت.گلم بیشتر مواظب خودت باش.بازم جای شکرش باقیه.
بــــــــــــاران
پاسخ
بله شکر خدا شکر
یه رهگذر = مژگان
17 خرداد 93 8:03
سلام. خدا رو شکر این قضیه ختم به خیر شد. خیلی مراقب خودت و کوچولوتون باش عزیزم
بــــــــــــاران
پاسخ
فدات عزیزم پناهمون به خدا
مامانی
17 خرداد 93 9:36
سلام عزیزم.دعوت شدید به امری خدا پسندانه تشریف بیارید.منتظرتونم
راضیه
17 خرداد 93 12:39
باران جان رمز رو میگی لطفا؟
بــــــــــــاران
پاسخ
عزیزم ببخش خصوصی و فقط برای نی نی وخودمه
فاطمه ع
17 خرداد 93 12:53
میگم باران جون این رمزه رو عوض کردی یا خصوصــــــــــــــــیه
راضیه
17 خرداد 93 13:04
اوکی نوشتی برا مامانش و نی نی پس دلیلش این بود که فقط برا شما دوتاس خواهش میکنم هیچ اشکال نداره
مامان
17 خرداد 93 13:33
سلام باران جان .خوبی ؟تعطیلات خوش گذشت ؟
بــــــــــــاران
پاسخ
سلام گلم بله الحمدالله و جای شما خالی عالی بود
مامانی
17 خرداد 93 13:48
بارانم جزء 30 قرآن سهم شماست سوره ها کوتا ه ترن راحتری ان شاء الله که حاجت روا شی خانومی
بــــــــــــاران
پاسخ
به روی چشم مرسی
مامان دومین فرشته
17 خرداد 93 19:17
خوبی باران جان نی نی چطوره؟ نرفتی برای تعین جنسیت ؟تعطیلات رفتی همدان یا نه ؟ایشالا هر جا که هستی سالم وسلامت باشی برای اثاث کشی هم زیاد به خودت فشار نیار سلامتی خودت ونی نی از همه چیز مهمتره
بــــــــــــاران
پاسخ
سلام عزیزم از لطف دعاهای شما خوبیم نه نرفتم گلم گذاشتم غربالگری دومو برم همونجا متوجه میشمبله جای شما خالی همدانم رفتیم کلی خوش گذشت/چشم عزیزم ممنون که هستی
مهسا خانوم
17 خرداد 93 22:38
سلام.مواظب خودتون وکوچولو باشین. وبلاگ خیلی قشنگی دارین.ممنون میشم لینکم کنین
بــــــــــــاران
پاسخ
سلام ممنون از حضورتون اومدم وب زیباتون رو دیدم
مامانی
18 خرداد 93 14:24
سلام بارانم خوبی فندق ما چطوره خانومی اگه یه وقتی تو خوندن جزء ت مشکل داشتی و نمیتونستی همشو بخونی تعارف نکن آخه من خودم موندم میبینی مهمون دعوت کردم خودم نیستم البته اگه نتونستی هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا درغیر اینصورت خبرم کن برو جلو آیینه خودتو ببوس از طرف من
بــــــــــــاران
پاسخ
فدات عشق منننننننن/نه حتما میخونم عزیزم
مهسا خانوم
19 خرداد 93 16:08
سلام.لینک کردین من رو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بــــــــــــاران
پاسخ
سلام باید لینک میکردم؟
مهسا خانوم
19 خرداد 93 21:35
سلام.اگه امکانش هست*موافق هستین با تبادل لینک عایا؟؟؟؟؟؟؟
بــــــــــــاران
پاسخ
سلام شما اگر دوست داشتید لینک کنید
راضیه
20 خرداد 93 10:36
باران جان باران مهربان دلم برا خودتو ونوشته هات خیلی تنگ میشه زود به زود پست بذار ازخودت برام خبر بذار
بــــــــــــاران
پاسخ
چشم عزیزم مرسی به یادمی
غزل , باباییش
20 خرداد 93 13:50
مامانی خانوووووووووم حواست کجاست >؟؟ مواظب باش عزیزم ... خیییییییی خداروشکر که هیچی نبوده ... خدا روشکر که به خیر گذشت ... ایشالا هیچی نیست گلم ...
مهسا خانوم
20 خرداد 93 14:10
سلام.شما لینک هستید.لینک نمیکنین من رو؟