امیرعباسمونامیرعباسمون، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

☂عزیزکم امیـــــــــــــــرعباسم یه قطره از بهشت☂

محض یادآوری ...

  خدایا؛ همیشه و هر لحظه یادم بنداز که؛ نامحرم ، نامحرم است؛ چه در دنیای حقیقی، چه در دنیای مجازی؛ یادم بنداز فاطمه «س» را که؛ از نابینا رو می پوشاند ...   ...
2 بهمن 1392

میلاد پیامبر به من وهادی خوش گذشت

سلام ناز گلم قطره بارونم جانم عزیزم منکه میدونم میای ویه روز میپری تو بغلم منکه میدونم نور چشمم تمام روزهایی که دارن میگذرن از روزهای انتظار من کاسته میشن/ پس امروز بازم با لبخند میگم بهت سلام امید دلم وبهونه ی قشنگ زندگییییییییییییییییم شب میلاد پیامبر اکرم (ص) 39 شبی بود که 135 صلوات میفرستادم برای آمدنت بارانم وهمون شب پری خانم با کمال تعجب بعد از این همه مدت سر وقت اومد وخوشحالم کرد مشکل من تنبلی تخمدانه وماه هاست پری خانم به زور تشریف میارن اون هم بعد از دوماه ولی  اینبار سر وقت اومد وهردوی مارو خوشحال کرد و این یعنی دارم بهت نزدیک میشم بارونم وشکر خدارو کردم/ و از دوستم سعیده جون مامان محمد مهدی تشکر میکنم که یه...
2 بهمن 1392

میلاد نبی اکرم مبارک

                      اللهم صلی علی محمد و ال محمد پیامبر(ص)میفرماید :هرکس صلوات بر من را در نوشته ای بنویسد تا زمانی که ان نوشته باقی است فرشتگان برای او استغفار میطلبند. میلاد حضرت محمد (ص) مبارک                                                          ...
28 دی 1392

یه نامه فقط واسه عزیزکم بارانکم

سلام بارونم سلام عزیزکم کجایی مادر.... اینجا سرما به استخوانم رسید وتو نیومدی برات هدیه خریدم وبازم  تو نیومدی به چله نشستم بازم تو نیومدی...دلم میخواست الان بودی تو گرمامیدادی به تنم تو دلیل دارو نخوردنم بودی بارون من سرما داره محکم میزنه به شیشه قلبم ومن دارم میلرزم مامانی... دنیاشده برام یه قاب کوچیک پراز غم ورنج... بارونکم این نوشته رو با اشک قلبم مینویسم قطره مرواریدم کجای آسمون پنهون شدی من که میدونم هستی باور دارم که هستی/ عزیزکم چقدر دلم برات تنگ شده نیستی ولی ببین چقدر واضح به تصویر ذهنم میای/ شاید این بشه نامه آخرم... قلبمو سپردم به خدا اگر سرنوشتمو بی تو نوشت اگر دنیامو بی تو رقم زد اگرشدم تنها ...
24 دی 1392

یه فرشته ناز دیگه اومد تو دل مامان منتظرش شکرت خدای من

http://28264.niniweblog.com/post24.php ناناز عزیزم برام کامنت گذاشته بود که بهش سربزنم و منم اطاعت امر کردم/ که ناگهان با دیدن پست جدید شو که شدم خدای من شکرررررررررررررررررررررررررررت/فرشتش بالاخره اومد الهی قسمت همه منتظرا بشه/الهی فریبا جونم الناز عزیزم سحرجون و همه ی منتظرا به حق این روزا جواب دل شکستشون رو بگیرن/ناناز واسه همه ی ما دعا کن/الهی نی نی نازت حالا حالا ها  بهت بچسبه وبه موقع بپره تو بغلت عزیزم/ ...
23 دی 1392

تعظیلات قشنگـــــــــــــــ اما بی تو

  سلام روز دوشنبه سورپریز شدم چون خواهرم تماس گرفت وگفت فردا بعداز ظهر میان تهران منم خیلی خوشحال شدم چون دوست هادی هم اومدنشون رو کنسل کرده بودن/   سه شنبه هم که تعطیل بود ومن وهادی کلی جمع وجور کردیم / تا جمعه موندن وفوق العاده خوش گذشت هرچند من سیر نشدم ازشون ولی خداروشکر که اومدن وحال وهوای هردومون رو عوض کردن/شب شهادت امام رضا دور از چشم همه یه خلوت کوچولو کردم وهمه رو دعا کردم وبا اشکام خواستم لطفشو به همتون نشون بده ومنم فراموش نکنه اینم تمام عکسایی که این چند روز گرفتم/ تا دوستای گلم رو هم از این شادی چند روزه شاد کنم/ سر شام دست وپامو گم کرده بودم وزرشک وزعفران یادم رفت نگید بلد نبودما خو یادم رفت....
19 دی 1392