امیرعباسمونامیرعباسمون، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

☂عزیزکم امیـــــــــــــــرعباسم یه قطره از بهشت☂

مقتدای ما اهل بیتــــــــــــــــــــــــــ

دیشب اشک ریختم ولی شکر خدا کردم گفتم دیگه سپردم دست خودت راضیم به رضای تو صفحه منو موبایلمو عوض کردم از آخرین گلی که هادی برام خریده بود تبدیل شد به عکس روز عاشورا که هادی رو اسب یه نوزاد تو بغلش بود/دیشب فقط شکرخداکردم گفتم از این دنیا که هیچکس هیچ چیز رو با خودش نمیبره جز دومتر کفن منم ازت هیچی نمیخوام هرطور خودت صلاح میدونی/ عزیزم بارانکم نمیدونم روزی قسمت میشه این نوشته هاروبخونی یانه ولی میدونم که میشنوی فرشته ی کوچولوی من/عزیزم دیشب خواب خیلی عجیبی دیدم که صبح توی ماشین یادم افتاد/ وهمین الانم باورم نمیشه/دیشب خواب دیدم مثل جشن تکلیف توی یه جمعیت هم سن خودم همه با لباس وچادر سفید نشستیم/اگر میگم جشن تکلیف چون دقیقا همین ر...
18 دی 1392

روزهای سرد بی تو...

. هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست ،که من کال ماندم و به تو نمی رسم !   سلام بانو چطوری بارونکم خانم رویایی من بازهم دستهامو میکشم روی موهای لخت وبلندت بازهم دلم رو به دیدن شقایق لب هات امید دادم بازم نگاه رویاییت رو تو ذهنم زنده کردم تو نیستی وهستی عسلکم...مثل موج دریا که میاد محکم به صخره میزنه تا خودشو به ساحل برسونه میام واونقدر به صخره ی سرسخت زندگی میزنم تا به ساحل برسم و بغلت کنم مامانی فدای چشمهای فندقیت بانو... روزهای سرد زمستون هم دارند پشت سرهم سپری میشن از ماه دی متنفرم دی یعنی سرما یعنی برف ویخ یعنی 16 دی روزی که دایی ابوذر واسه همیشه از بسترش خداحافظی کرد آه هنوز هم بعد از این همه سال اشک تو چشمام ج...
8 دی 1392

بالاخره آسمون تهران دوشب مکرر بارونی شد

  دیروز غروب که از سرکار برمیگشتم رعد وبرق تو آسمون دنبال هم خط مینداخت تو آسمون   شب قبلش بارون رو ندیده بودم وفقط رد پاشو صبش دیدم.ولی حالا که میخواست بالاخره بباره حالم دگرگون بود دستم دوتا دفتر نت سنتورهمسری بود به همین خاطر مجبورشدم سوار ماشین شدم با این حال حسابی پالتوم خیس شد. به کوچه که رسیدم بارون آرومترشدوخلوت بود گفتم کاش بی بی میخریدم ومیزاشتم تا شاید به برکت این بارون بعداز٢٠ روز تاخیراز پری حاجتمو بگیرم اما خونه که رسیدم پری هم اومد خیلی تو خلوتم گریه کردم  ولی آخرش گفتم شکرراضیم به  رضای خدا...  من کی باشم که بخوام از خدا گله کنم.فقط ...
3 دی 1392

خدایا شکرت...آقاممنونتم

سلام بارانکم صبح آسمونیت بخیر نازکم امروز خیلی خوشحالم عروسکم خدا یکی از فرشته هاش رو زمینی  کرد وآوردش تو دل یکی از خاله ها خدایا شکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرواسه همه داده ها ونداده هات  الهی همه خاله ها دامنشون سبز بشه الهی همه اونایی که عاشق مادرشدنن به آرزوشون برسن یا امام رضاممنونتم بازم هوای ما رو داشته باش انشااله همش خبرای خوش بیاد تو وب بچه ها.... هوراااااااااااااا ...
3 دی 1392

سلام عزیزکم...

دنیا نگاهش را به من خواهد دوخت وتو روزی روی تمام خاطراتم خواهی لولید.توهستی گلکم زیباتر از حضوری که همه باورش دارند تو عروسکم در بالاترین نقطه کمدم هستی روزی مادر میشوم روزی قدم به تو خواهد  رسید وتو را خواهم داشت تورا درتمام لالایی های بی آهنگم خواهم نواخت.آه ستاره چشمک زنم نازکم برمن ببار وباز بارانیم کن من از مادر دورم واز مادری بودن کمی دورتر برمن ببار عشقکم... ...
3 دی 1392

خدایا شکرت یکی از دوستام مامان شد

خدایا هزارمرتبه شکرت یه دلگرمی بزرگ یه امید قشنگ واسه همه ما منتظرا نیلوفر دوست عزیزم باردارشد خدایا ممنون بخاطر معجزه قشنگت نیلو فر الهی نی نی نازت تا 8 ماه دیگه سفت بچسبه به دلت وبه سلامت فارغ بشی هورااااااااااااااااااااا لینک کیان برای دوستمه برید وبهش تبریک بگید التماس دعا مامانی تو این ماه تو برگزیده شدی التماس دعا این سرما ازتنم رفت بیرون خداروشکر............. ...
3 دی 1392